تمام دنیای من پدری است که همیشه می گوید باید یک ساعت قبل از من بیدار شوی
تا بتوانی به همراه من آماده بیرون رفتن شوی
تمام دنیای من مادری است که همیشه گیر میدهد که چرا چهارخانه های لباست
انقدر درشت هستند؟ یا نمیشود کمی چهارخانه های لباست ریز تر باشند؟
تمام دنیای من پدر و مادری است که همیشه دل به دلم داده اند .
با همان دیر بیدار شدن و دیر آماده شدن و همان چهارخانه های درشت لباسم.
مردم شهر......
من دلم گرم است به اندازه تمام سرمای دل شما. ....
تمام داشته هایم را ردیف کرده ام و به تک تک شان می خندم...
زندگی ام زیباست.... من اسماعیلم را 17 سال پیش قربانی کردم.....
هیچوقت به زندگی هیچ کدامتان حسادت نکرده ام و نمیکنم.
...خیالتان تخت تخت....من داشته هایم به اندازه تمام نداشته های شماست. ..
و حالا دلم گرم است چون کسی پشت دلم نشسته که به اندازه همه شما قوت قلب است...
نوشته هستی نامور
افکار افگار...ما را در سایت افکار افگار دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 44